احساس خیلی خوبی دارم. بچه که بودم خیلی قبل از رسیدن بهار و نوروز شروع به شمارش معکوس برای عیـــد می کردم حالا هر چه به عید و نوروز نزدیک میشیم فکـر روزای رفته رو می کنم، کارهای نکرده، احساسات درک نشده و بسیاری از نشده ها، نکرده های دیگر...اما بهار رو خیلی دوست دارم و عید رو خیلی بیشتر دیونه دعای تحویل سال و سفره هفت سینم، انگار عید و نوروز جزء سالهای عمرم نیستندو جایی تو تقویمم ندارند انگار در زمان و مکان جاری و سیالم ...و در آخر:تو که آهسته می خوانی قنوت گریه هایت رامیان ربنای سبز دستانت دعایم کن