چنین گفت مهاتما:

ســـوگند به توبه ها. توبه های نیمه شب. نیمه شبهای پر راز و رمز. نیمه شبهای تنهایی. رازها و تنهایی ها. تنهایی ها و دردها. دردهای دانستن. ســوگند به بارش های  باران. باران های عشق و باران های نور. مهر. وصل. وصال بی فراغ . که انسان را از گریزی نیست. گریزی ندارد. گناه، دور شدن از نور است. گناه، ایستادن است. ماندن. نرفتن. کم شدن. دوری از روح کیهانی[1]. گناه زاده جهل است. ماندن در تاریکیست. ندیدن است. نرفتن هاست. نشستن هاست. مردن هاست در بودن. نزیستن است در زیستن. مرگ است در حیات. خواب است در روز. خواب های کوچک و بزرگ. ندیدن های خرد و کلان. گناهی بر خود. گناهی بر دیگران. گناه، خندق است. خندق ها و شکاف های باریک و گشاده. شکاف و فاصله. فاصله بین انسان و روح کیهانی. گناه و فاصله بین خود و مردم، بسیار غم انگیز است بر روح کیهانی. توبه کنید خداوند آفرینش[2] خندق ها را پر می کند و فاصله ها را کم. ای انسان، در مسیر عشق خداوند، گناهی نیست.

1.    روح کیهانی : آتما

2.    خداوند آفرینش : برهما