امروز با توجه به وسايل ارتباطي موجود سطح آگاهي ها نسبت به گذشته رشد قابل توجهي داشته است. كسب اين آگاهي ها باعث شده كه شاهد تصميم گيري هاي بهتري دربين طبقات مختلف جامعه باشيم اما نتيجه اين بينش ها و تصميم گيري ها در دنياي سياست معناي ديگري پيدا مي كند و به عبارت ديگر غير قابل پيش بيني تر خواهد بود.

       همه ساله مردم در موسم انتخابات شاهد دعوت همه جانبه احزاب، گروههاي سياسي ، نهاد هاي دولتي وهمچنين بعضي افراد ذينفع ويا ذي نفوذ به منظور مشاركت سياسي ودادن راي هستيم.آنچه تا به امروز در مورد آن تبليغ و كار شده است حضور مردم در انتخابات به منظور راي دادن و همچنين بالا رفتن آمار بوده ،صرفنظر از خجسته بودن حضور مردم و تاثيرگذاري آن بر سرنوشت خود و جامعه بايد ديد كه آيا راي دادن در انتخابات شرط كافي براي مشاركت سياسي است ؟ ويا دانستن پاسخ صحيح به بعضي از پرسشهاي سياسي نيز لازمه آن مي باشد.

       مردم، همانان كه صادقانه با حضورشان حماسه هاي پي در پي از از مشاركت، خلق مي كنند فارغ از هرگونه بدبيني بايد بدانند كه مقامات محلي و حكومتي كشورشان چگونه عمل مي كنند ونيز بايد بفهمند كه در پشت سياستهاي خاص، چه منافع ونيروهايي قرار دارند و همچنين بايد بدانند كه نتايج عملكرد چنين سياستهايي چيست. همچنين كساني كه به وا قع از طرف آنان انتخاب شده اند ، مردم آنان را براي رسيدن به چه هدفهايي برگزيده اند .

       مجموعه اين سئوالات و پاسخهاي آن نوعي آگاهي سياسي تلقي مي شود امري كه در صورت عدم وجود آن بسياري ازاوقات سبب تباهي كشورها وزندگي انسانها شده و خواهد شد