تو می توانی بگویی؟!

تو می توانی بگویی:

این را نگو!

این را نبین!

این را نشنو!

این را نپوش!

این راه را نرو!

اصلا قدم بر ندار؟!

و این را...

تا ما ... کنیم آنگونه که می خواهیم؟!!

اما نمی توانی بگویی،

نفهم، که می فهمیم، با تمام وجود.

که می بینیم، به چشم دل.

که می شنویم، به گوش جان.

که سخن می گوییم، به زبان سکوت و اشارت.

که می پوشیم، لباس عزت و صداقت و شرافت.

و قدم بر می داریم، به راه حسین (ع) که شیعه اوییم و می خروشیم.

/ 12 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
فائقه

سلام به روز کردم با یه خورده تاخیر [وحشتناک]

بیژن آریا

درود بر گرامی همدل. تارنگارم را به روز کردم. اگر دوست داشتی به تارنگارم بیا. شادوپیروزباشی. بدرود.

پریسا( غوغای تلخ)

در بهت و حیرت بودم .ابتدا قدم میزدم در میان مردمانی که سالها بودم دلم برای دیدنشان تنگ شده بود. ادمهایی که انچه می خواستند بودند و سکوت سبزی که حیاتی دوباره به خانه هایمان اورده بود.و بعد یکی یکی پر شدنشان را نظاره کردم .اکنون من مانده ام و تنها امیدی که ته قلبم سو سو میزند .ایا دوباره خنده عزیزانم را خواهم دید؟

نسیم کنگاور

سلام بر شما هم آرمان عزیز. 18 تیر رو بر شما تسلیت و تبریک میگویم. تسلیت به خاطر خون پاک شهیدانش و تبریک به خاطر سرآغازی بودنش در جنبش مردمی و دانشجویی عدالت خواه و آزادی خواه ایران عزیزمان. با دل نوشته ای به مناسبت ایام انتخابات و پس از آن آپم هستیم. با حضور خود و نظر سازندتان ما را خوشحال نمایید. به امید پیروزی آرمان سبز موفق باشید

رضا

پس چیطو شد؟دیگه خبری ازت نیست؟[خنثی]