دلتنگ

   sunrise

 

آنگاه که در فراق و فقدان چیزی یا کسی هستی، درد می کشی و رنج می بری. اما هر گاه داشته هایت از خواسته هایت فزونی یابد یا در انبوه خواسته های تمام ناشدنی غوطه ورشوی رنجور می شوی و به تکرار و روزمرگی می رسی، اما هرگاه حرفهایی برای نگفتن داشته باشی تنها می شوی؛ تنهایی که آغاز بودن و شدن خواهد شد.

می توان دلتنگ بود و تنها، اما نمی توان هم اسیر تکرار و روزمرگی بود و هم دلتنگ. اما آن تنهایی و دلتنگی که در روزمرگی عارض شود فریبی است فرساینده، پس در تازگی خورشید غسلی تازه کن، تنها باش اما رها، رها از دلتنگی های پوچ.

 

/ 5 نظر / 3 بازدید
مرتضی

بیشتر از نوشته هات فدای عکساتم[نیشخند][نیشخند] خوبی؟چه خبر؟ بارش برف رو حال کردی؟

علی جون

No truths to confirm No lies to deny Too hopeless to care We're too scared to cry [گل][گل][گل][گریه][گریه]

Angel

تنهایی همزاد همه مونه منتهی ممکنه بعضی وقتها حسش نکنیم قبلا گه گاهی احساس تنهایی می کردم اون موقع ها کم سن بودم و این تنهایی منو غمگین می کرد چند سال اخیر تنهایی رو خیلی حس می کنم ولی دیگه غمگین نیستم این سالها و پی بردن به این موهبت فرصت خوبی برام پیش آورد تا خودمو بشناسم و همینطور اطرافیانمو