آنقدر ظریفی که با یک نگاه هرزه می شکنی!!!

نمی توانم خود را بسرایم؛ نمی توانم خود را بنوازم؛

نمی توانم خود را بنگارم و یا حتی به شکوه های درونم گوش بسپارم.

کودکی من دیر زمانی است که گذشته و من سخت به خواب فرو رفته ام.

چه تنها شده ام، گرچه به دورم بسیاری هستند که من نیز غرق در آنانم، اما براستی که این من نیستم.

چرخش در مدار بسته ای که سالهاست پیرامون خود می کنم و غفلتی است که روا داشته ام،مرا بدین جا رسانیده و به درستی مرا آزرده است، چون خود به اختیار اسارت این چرخش راپذیرفته ام.

اما ای خدای زیبا از تو می خواهم که مرادریابی و  تنهایم مگذاری؛ و از تو چشمانی بینا می خواهم تا راه را ببینم و بیابم آنچه را که باید بیابم، پایی توانا می خواهم تا در راه نمانم، ضمیری آگاه می خواهم تا از غفلت به دور شوم، گوشی شنوا تا نوای درون را بشنوم و دلی روشن و دلی روشن تا جلوه گر نقش زیبای تو باشد.

 

overlooking

/ 7 نظر / 20 بازدید
کدخدا

هرگز نخواستم که تورو با وبلاگ نویسی قسمت بکنم . . . [نیشخند] یا از تو حتی با خودم ی لحظه صوبت بکنم [خنثی][زبان]

منصور اولی

دوست عزيز شيوا نوشتي اما يادت باشد گذشته و آينده ساخته ما انسان ها براي تسلاي خودمان است وگرنه به قول سهراب زندگي آبتني كردن در حوضچه اكنون است همين پس بهتر آنكه حال را دريابييم

Angel

خیلی زیبا نوشته بودی مثل همیشه

رضا

از تو چشمانی بینا می خواهم تا راه را ببینم و بیابم آنچه را که باید بیابم.محشره

سلام متن بسيار جالبي بود به اميد تحقق اين آرزو براي تمامي بشريت به اميد موفقيت روزافزون شما

مهری

هیچ بارانی نمی بارد ؛ مگر صفا دهد؛ هیچ گلی جوانه نمی زند ؛ مگر هدیه شود هیچ خاطره ای زنده نمی ماند ؛ مگر شیرین باشد ؛ هیچ لبخندی نیست ؛ مگر شادی بیاورد پس : بگذار باران شوق بر زندگیت ببارد ؛ تا روحت را صفا دهد گلهای عشق در دلت جوانه زند ؛ تا آنها را به دیگران هدیه کنی خاطراتت قشنگ باشند ؛ تا همواره به یادشان بیاوری لبخند بر لبانت نقش بندد ؛ تا شادی را بیفشانی و بهاری بیاید تا بدانی ؛ باز هم فرصت بودن هست ××××××××××××××××××× عیدتون مبارک