سکولاریسم نقابدار

 

سکولاریسم حداقل درچهار معنای روشن و نوع مشخص دارد:

     نوع اول- جدایی دین از دولت:

آن گونه که احزاب و دولتهای لائیک مانند فرانسه انجام می دهدند و گروهی از روشنفکران لائیک در ایران نیز در پی آن هستند. این شناخته شده ترین معنای سکولاریسم ( ولائیسم ) در ایران است که جمهوری اسلامی رسما با آن در ستیز است.

     نوع دوم - ایدئولوژیک شدن یک دین:

به معنای فرو کاستن دین به فهم یا قرائت شاخه ای محدود از معارف دینی. مانند کسانی که دین را تنها ایدئولوژی مبارزه می دانند یا با تراشیدن دین ان را لاغر می کنند و به جای جامعیت دین، کارآمدی آن را در نظر می گیرند.

همفکران علی شریعتی متهم به این نوع سکولاریسم هستند چرا که در نهایت دین از صورتی معنوی به صورتی دنیوی تبدیل می شود و مگر سکولاریسم چیزی جز دنیوی شدن زندگی است و مگر با دنیوی شدن دین چیزی از میراث انسان برجای می ماند؟

این دو شکل و دو نوع سکولاریسم انواع و اشکال شناخته شده شده آن در ایران هستند و گرچه صورتهای متفاوتی دارند اما در نهایت دین را سکولاریزه می کنند. در سکولاریسم نوع اول دین به معنویت تقلیل می یابد و به کنج خانه و خلوت فرد می رود و در سکولاریسم نوع دوم دین به مادیت تقلیل می یابد و در صورت یک ایدئولوژی سیاسی قدسیت زدایی می شود. اما سکولاریسم انواع دیگر هم دارد. در واقع سکولاریسم گاه از صورت یک ایدئولوژی به شکل یک فرایند (سکولاریزاسیون) در می آید که برخلاف ماهیت اراده گرایانه سکولاریسم جبرگرایانه است.

     نوع سوم – دولتی شدن دین:

آن گونه که در خلافت های سنی مانند عثمانی و مصر مورسوم بود و امروزه به جمهوری لائیک ترکیه هم به ارث رسیده است و در آن رهبری دینی تابع رهبری سیاسی شد.

     نوع چهارم – جدایی دین از زندگی:

به معنای کمرنگ شدن ارزشهای اخلاقی دینی مانند راستگویی، انصاف، عدالت، عقلانیت و... این بار نه در سطح حکومت(نوع اول) یا احزاب (نوع دوم) بلکه در سطح فردیت انسان ها. در واقع نظام جمهوری اسلامی بیش از انکه نگران جدایی دین از دولت باشد باید نگران جدایی دین از فردیت انسان ها باشد.هنگامی که در جامعه ای سران دولت در کذب و تکذیب پیشقدم باشند از جوانان و نسل آینده آنان چه انتظاری می توان داشت ؟ در نوع چهارم سکولاریسم، جامعه به جای حکومت سکولاریزه می شود. حکومت دینی است اما جامعه، دینی نیست. دین از تریبون های رسمی ترویج می شود اما کسی به آن توجه نمی کند چون ترویج دین را نه رفتاری دینی که رفتاری سیاسی و نه خواست خویش که خواست قدرت می داند.

سکولاریسم در اینجا به معنای قدسیت زدایی و راززدایی از زندگی و همه مظاهر دینی است.در واقع از آنجا که دین و قدرت با هم پیوند می خورند همه عوارض قدرت به دین هم تسری می یایبد. برای دستیابی به قدرت یا توسعه دولت دروغ، اگر مباح نباشد حرام هم نیست. درست برعکس دین که در آن دروغ حرام است پس به تدریج دروغ توجیه سیاسی می یابد و از ارزش دینی فرو می افتد. مدرک دکترا حتی اگر جعلی هم باشد برای خدمتگزاری می تواند ضروری قلمداد شود و با ذبح شرع حیله های عقلی جایگزین اصول اخلاقی شود. رئیس جمهور حاضر می شود فقط برای اینکه حرفش زمین نخورد یا کابینه اش با خروج وزیر کشور مجبور به رای اعتماد نشود چنین وزیری را در دولت حفظ کند. سکولاریسم تنها به معنای نفی حکومت دینی نیست، نفی ایمان و اخلاق دینی هم نوعی سکولاریسم است و از قضا عمیق ترین نوع آن.

محمد قوچانی سردبیر مجله توقیف شده شهروند

بخشی از سرمقاله شماره 70 مجله توقیف شده شهروند

/ 5 نظر / 14 بازدید
امیر

آهنگ جديد و فوق العاده زيباي مکن ناز از علي عبدالمالکي با سه کيفيت متفاوت WWW.AP30.PERSIANBLOG.IR

خواب‌های کودکی

اصلا این دین جه ربطی به دولت یا زنده‌گی دارد؟ دین مثل مسواک شخصی‌ست. هرکس مال خودش را دارد و به دیگری هم ربطی ندارد!

*•. .•* *•.هــم انــدیــشـــان.•* *•. .•*

با عرض سلام و احترام در ادامه سلسله جلسات هفتگي "هم انديشي جوانان" با حضور "سيد محمدرضا واحدي" اين هفته نيز در خدمت شما دوست گرامي هستيم. مبحث این هفته : عدل الهی زمان برگزاری جلسه : شنبه 9 / 9 / 1387 از ساعت 17 الي 19 نشاني: يوسف آباد - خيابان سيد جمال الدين اسد آبادي - خيابان 21 - بوستان شفق - فرهنگسراي دانشجو - سراي کتاب پیشاپیش از حضور گرم و صميمي شما تشکر و قدرداني مي شود . با تشکر [گل]

سحر

ميخواهم غزل را برای پرواز بهانه کنم و پرواز را برای رسيدن به تو و تو را بهانه ی عشق و عشق را دليل زندگی می خواهم بگريزم از اين همه دل تنگی و دل واپسی از اين همه دوری و جدايی برايم ترانه بخوان می خواهم با نوازش نوای پر مهر تو تمام غصه ها را به صليب بکشم با آخرين غزل به سوی تو پر خواهم زد در انتظارم باش که در انتظار ديدار توام سلام آپ کردم و منتظر حضور پرمهرت هستم مثل همیشه روز خوش مهربونم[گل]